خرید بک لینک


دلم از رمق رفت
وقتی از دلم عشق رفت
دلم از صفا و عشق رفت
وقتی خورشیددر شفق رفت
چه بگویم که کجا رفت چرا رفت
وقتی خورشید از افق زفت
خنده از لبم رفت
وقتی رفیق شفیق رفت

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم تیر ۱۳۹۶ساعت 6:41 توسط نازیلا |

برچسب: رفت, نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:45

دل من به وسعت دریاست
انگاری دریا یی این دل خسته ام

موج سرکش دردلم
میزند سر بر سخره ها ی سینه ام

میکوبد چو پتک برپیکرم
می لرزاندسرا پای تنم

زبر موج هایش خرد میگردد پیکرم
هر نفس بر می آید زامواج تنم

غوطه ور در عمق دریای خودم
کاش میشد لحظه ای ارامشم

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۶ساعت 9:52 توسط نازیلا |

برچسب: پتک, نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:45


همره باد سحر مژده امد بگوش
برخیز و باده بنوش نوش در نوش

همچو مرغان سحر نغمه سرا باش
تا که پیمانه دگر پر شود باز نوش

همره باد صبا دست به دعا باش
تا ز اخلاص کنی بندگیش

همچو من مرغ سبک بال باش
تا توانی بپری بر درگه اش

سر بزاری بر درگه اش به نیایش

تا بدانی که چیست راز آفرینش

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۶ساعت 11:10 توسط نازیلا |

برچسب: راز, نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:45

من و این تنهایی و بی خبریشده آتش به تنم دم نزنیزسرا پای وجودم همه شورو اشتباقتو جدا مانده زما و بی خبر ازحال منینتوان آمد بسویت که سراپا بهارینتوان دل زتو کندن که تو شورو نواییتو در ابن گلشن عشق تک گل مهر و وفاییمن به زیبایی تو مست و مبهوت تماشاییگر نسیمی بوزد غطر تن تو آید به مشامیمن چو پروانه به دورت بزنم بال و پریفاصدک از خنده ی گل گرمی خورشید بیارد خبریروح رفته زجانم دگر بار بیاید به تنیمن نه آنم که غافل ز تو و جام می ایبلکه مغرورزتو مست زجام می ایتشنه کامان همه گرد تو آیند همیتو که خود تشنه تراز هر تشنه لبی + نوشته شده در چهارشنبه چهارم مرداد ۱۳۹۶ساعت 1:4 توسط نازیلا |

برچسب: تشنه,لبی, نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:45

رنگ خوشبختی دگر کمرنگ شد
وقتی که جای محبت خدعه و نیرنگ شد
دشت سرتاسر پراز گل های رنگارنگ شد
شهد هر گل بهر زنبور چون شرنگ شد
چون خزان از شاخه جدا هر برگ شد

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۶ساعت 22:48 توسط نازیلا |

برچسب: رنگ,خوشبختی, نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:45

دلم زبی کسی خود به درد آمده است
زغربت و تنهایی خود به تنگ آمده است
در این خانه که نه حدیث و سخنیست
نه محفل گاه و نه رفت و آمدنیست
چگونه دل خوش کنم به عمری که فناست
نه همدم و نه می و نه میخانه ایست

+ نوشته شده در جمعه ششم مرداد ۱۳۹۶ساعت 13:1 توسط نازیلا |

برچسب: فناست, نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:45

سلام بر روز بر آفتاب بر خورشید
سلام بر خنده ی گل در کنار بلبل
سلام بر جویباران با نوای شرشرآن
سلام بر دشت بر کوه ای استوار
سلام بر تو سلام برمن سلام برما
سلامی گرم و پر از عشق خدایی

+ نوشته شده در دوشنبه نهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 10:33 توسط نازیلا |

برچسب: سلام, نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:45

هرز گاهی بهم سر زن
که از یادت نرم هرگز
اگر چه دشوار باشد
ولیکن رسم آشنائیهاست
دوستی را با محبت میتوان
صاحب قدم کرد و نبرد از یاد
بیا تا از صاحبدلان باشیم
هرگز نبریم از یاد یکدیگر را

+ نوشته شده در سه شنبه دهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 12:49 توسط نازیلا |

برچسب: هرز,گاهی, نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:45

من در دشت بلا آهوی فراریم
در دام فتاده و در وحشت و تنهاییم
از بهر نجات ناله و فریاد میکنم
مادر هراسان از بهر نجاتم
هرسو دوان و دل نگرانم
تا آمد بسویش رضای مهربانم
مادر خیزان و نالان بسویم
کرد گریه به آقا از بهر نجانم
آن مهربان و عزیزبا کرامت
شد ضامن آهو و داد نجاتم

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 10:4 توسط نازیلا |

برچسب: ضامن,آهو, نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:45

ای خدا حالم خوب نیست حالی به بده
اشک در چشمانم جاریست لبخندی بده
کار ما چون آب شد از سر گذشت
سرنوشتی تو از این بهتر بده
روز و شب در حسرت و تنهاییم
گر مقبولیست دیداری بده

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۶ساعت 6:43 توسط نازیلا |

برچسب: خدا, نویسنده: کاوه محمودی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:45

صفحه بندی